تبلیغات
وقتی برای عاشقی - شرح حال
وقتی برای عاشقی

شرح حال

هیچ كس،در خود شكستن منُ ندید

هیچ كس برای روز مردنم،گلی نچید

دیگه این دور و زمونه عشق و عاشقی چیه

دیگه فرهادی نمونده،دل عاشق چی چیه

عاشق و زار و شكسته،خاك بر چهرم نشسته

دلم از زمونه تنگه،بغض و كین گلومُ بسته

زندگی شده خلاصه توی پولُ تیپ و خونه

هر كی اینها رو نداره،تا ابد تنها میمونه

یه زمون وقتی كه قلبم،میدون غصه ها می شد

اشك پاك از دل تنگم، رو گونم چشمه ها می شد

اما امروز دیگه چشمام نداره حتی یه قطره

همه قصه ی دردم، خلاصه توی یه سطره

كاش می شد كه یكی حرفامُ می فهمید

كاش یكی بود كه منُ از خودم می دزدید

كاشكی بود و منُ می برد روی ابرا

تا چشام جز اونُ خوبی چیز دیگه ای نمی دید

 

نكته:نوشته ی بالا نثر مسجع هستش و شعر نیست

عزیزانی كه كباده فرهنگ و ادب به دوش می كشند

بر من زار خرده بسیار نگیرند.چه ، این بنده حقیر

با نوشتن مطلب بالا فقط قصد تخلیه درد دل را داشتم

و هیچ گاه اظهار فضل در این زمینه نخواهم نمود،چون

اصولا در این زمینه تحصیلات حرفه ای نداشته ام.Smiley

 

 

 



نوشته شده توسط امیر
تاریخ پنجشنبه 20 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ

|+| نظر ها ()

http://zebelkhan.mihanblog.com