تبلیغات
وقتی برای عاشقی - آشفته بازار
وقتی برای عاشقی

آشفته بازار

دلم تنگ است
دلم میسوزد از باغی كه میسوزد
نه دیداری نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شكستیم
به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر كردیم تا مرگ
نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
عجب آشفته بازاری است دنیا
عجب بیهوده تكراری است دنیا

چه رنجی از محبتها كشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاه آشنا در آن همه چشم
ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبكباران ساحلها ندیدند
به دوش خستگان باری است دنیا
مرا در موج حسرتها رها كرد
عجب یار وفاداری است دنیا
عجب آشفته بازاری است دنیا
عجب بیهوده تكراری است دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست
عجب فرسوده دیواری است دنیا
عجب دریای طوفانی است دنیا
عجب خواب پریشانی است دنیا
عجب یار وفاداری است دنیا



نوشته شده توسط امیر
تاریخ دوشنبه 13 اسفند 1386 و ساعت 02:03 ق.ظ

|+| نظر ها ()

http://zebelkhan.mihanblog.com