تبلیغات
وقتی برای عاشقی - تمنا(حافظ)
وقتی برای عاشقی

تمنا(حافظ)

امروز یه شعر از حافظ می ذارم که خیلی دوسش دارم

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز

بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز

روز اول رفت دینم در سر زلفین تو

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز

ساقیا یک جرعه ای زان آب آتشگون که من

در میان پختگان عشق او خامم هنوز

از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن

می زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز

پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب

می رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز

نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو

اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان

جان به غمهایت سپردم نیست آرامم هنوز

در قلم آورد حافظ قصه ی لعل لبش

آب حیوان می رودهر دم ز اقلامم هنوز



نوشته شده توسط امیر
تاریخ جمعه 10 اسفند 1386 و ساعت 11:02 ق.ظ

|+| نظر ها ()

http://zebelkhan.mihanblog.com