تبلیغات
وقتی برای عاشقی - دو کلمه از بغض نگفته ی من
وقتی برای عاشقی

دو کلمه از بغض نگفته ی من

دلم تنگ است...

دلم از بی وفایی تنگه...

امیر همیشه به فكر همه بوده و هست اما هیچكی به فكرش

نیست، امیر نگران همست ولی هیچكی نگرانش نیست

امیر همه رو در یاد نگه می داره ولی خیلی زود از یاد همه

میره...

خدایا عاشقم عاشقترم كن...

بذار برای عشق بمیرم ... بذار برای عشقم جونم رو بدم

بذار این عشق من عالمگیر بشه ... بذار همه بدونن كه

امیر عاشق دختریه كه این دختر اصلا دوسش نداره

بذار همه بدونن كه من ، من دیوونه دل خیلیا رو شكوندم

بذار بدونن كه من یه عاشق عوضی بودم ، بذار بدونن كه

چه گندی در گذشته هام هست ...

گذشته ی تلخ و سیاه... پر از گناه پر از دروغ ...

اصلا زندگی نمی كردم.

خداوندا این خودت بودی كه دوباره این عشق . به من برگردوندی

هر چی كه دارم و ندارم رو ازم بگیر...

ولی عشقم...اگه میخوای بگیریش منو بكش...

بدون عشق من زنده نمی مونم...

خدایا عاشقتم كه با اون همه گناه من رو به راه برگردوندی...

دیگه هیچی ازت نمی خوام فقط و فقط عشقم و میخوام...

همون عشقی كه داره میره... داره قلبم و با خودش میبره...

كاش یه روز اون كه دوسش دارم بفهمه كه من بدون اون

دارم روز به روز پیرتر و پیرتر میشم...دارم میمیرم

آروم و بی صدا...

شكستن من خیلی بی صداست... هیچكی صداشو نمی شنوه

بی مهری دوستان فراموشم میشه و خوبیاشون به جا

ولی عشقم هیچیش از یادم نمیره چون همش برای من

خوب بوده خاطره بوده...

دوستان برام دعا كنین كه بمیرم... بمیرم تا آخرین دیوونه ای

كه عاشق بود هم از رو زمین پاك شه. دیوونه ای كه با اینكه

می دونه شكستش احتمالش خیلی زیاده دس بردار نیست.

دیوونه ای كه تو این زمونه كه همه از عشق یه مترسك

ساختن و فكر می كنن دروغه هنوزم به عظمت و صداقت و

پاكی عشق معتقده و عشق رو با اینكه غرق شده  و در

عمق آب مونده ولی همون زیر آب هم فریاد می زنه...

باشد كه بمیریم و صدای فریاد عشق ما از زیر آب اینبار

از آسمان پایین بیاد ...

سرتون رو درد نمیارم...

بدرود.



نوشته شده توسط امیر
تاریخ چهارشنبه 21 تیر 1385 و ساعت 12:07 ب.ظ

|+| نظر ها ()

http://zebelkhan.mihanblog.com